محرم 91
تولد مامان در 22 اذر 91
علی و فاطمه مامان در 22 ماهگی
فرهنگ لغت عشقای مامان در 22 ماهگی
کارهای مورد علاقتون در یکسال 7 ماهگی
علی اقا لباس ابجی پوشیده ودر حال شیطونی کردن مامان خاموش و روشن نکن چراغ را. این جمله را روزی چندبار مامان مبگه این هم فاطمه خانوم با لپهای صورتی فقط منتظری در اتاق خواب باز بشه تا بدویی و بیایی لوازم ارایشی برداری و علی اقا هم بیاد سشوار و چارو برقی و اتو برداره فداتون بشمممممممممم بقیه در ادامه از عادتهای دیگه علی جونم این هست که کاکائو یا ماست یا هنونه یا هرچیزی که ابکی باشه را دوست داره موقع خوردن به همه سر و صورتش بماله یکبارم دیدم پوسته هنونه را خونه مامانجون رو سرت گذاشتی و داری میخندی و راه میری ولی اونموقع دوربین نداشتم که عکست بگیرم فدای این دنیای قشنگتون ب...
نویسنده :
مامان
23:23
تسلیم شدن مامان
سلام مامانیا خوبیدددددددددددددددددددددددددددد فداتون بشمممممم از پوشک گرفتن علی با شکست مواجه شد ومامان باید حالا بیشر صبر کنه راستش فاطمه جون از حموم خیلی میترسید و تا میگفتم بریم اب بازی گریه میکرد و فرار و باید با بدبختی میبردمش ولی وقتی میومد تو با اسباب بازیاش بازی میکرد و اروم میشد وکلی میخندید ولی اولش همیشه این مشکل بود تا اینکه براش سی دی حسنی را گذاشتم وخیلی استقبال کرد و روزی یکبار میدید و موقع خواب براش قصه حسنی میگفم که وای اگه ادم کثیف باشه هیچکس باهاش بازی نمیکنه و بعد از اون چندباری که گفتم بریم اب بازی تا مثل حسنی نشیم خندیده و خودش رفته تو حموم حالا هم جدیدا دارم قصه جیش کردن را میگم تا علی خوشش بیاد هههههههههههههههه...
نویسنده :
مامان
13:13




